10242
  ۱۳۸۹/۱۱/۱۶
كهن الگوي عشق در جان پادشاه مولانا
نویسنده: علی اکبر کمالی نهاد
   

چكيده:

         يكي از داستان هاي آموزنده ي مثنوي كه بيانگر نبوغ شگفت انگيز مولوي و توجه عميق او به مسائل روا ني است، داستان پادشاه و كنيزك در دفتر اول مثنوي است. در اين داستان عمق مسائل روان شناسي تحليلي يونگ (روان شناس سوئيسي) بسيار به چشم مي خورد كه از جمله آنها توجه به خواب و رويا و ناخود آگاه فردي و قومي است و پرداختن به اين مسائل در تحليل انديشه هاي عرفاني مولانا، گره هاي نا گشودني را مي گشايد، در اين جستار داستان پادشاه و كنيزك را از ديدگاه تحليل رواني يونگ، بر اساس تقسيم بندي او از شخصيت انساني بررسي مي كنيم.

 

واژگان كليدي: من، خود، ناخودآگاه فردي قومي، سايه، خواب، نماد

 


برای دریافت کل متن کلیک کنید

©2020 HozehHonari. All Rights Reserved