10240
  ۱۳۸۹/۱۱/۱۶
فراخناي جَوَلان خيال در طرز صائب تبريزي و سبك هندي
نویسنده: دکتر علیرضا مقامی کاشانی
   

پس از ذوق آزمايي هاي شاعران در سبك طبيعت گراي پرطمطراق و مطنطن خراساني كه با شكوه و جلال بارگاه ها و دولتسرا ها بيشتر مناسبت داشت و پس از گرايش سخن پردازان به سبك عراقي و آذربايجاني كه بيشتر مفاهيم و مضامين عارفانه و عالمانه و مدرسه پسند را برمي تابيد و كاربرد صنايع لفظي و معنوي بديع را اقتضا مي كرد و هرچه سخن از فهم عامه فراتر مي رفت به پسند خاصّه نزديك تر مي شد؛ چامه پردازاني يكان يكان به جَوَلان انديشه پرداختند و گاهي به نام «وقوع گويي» و گاه با نام «واسوخت» و زماني با داعيه ي «خيال بندي»، «طرز تازه»، «معني بيگانه»، «طرز غريب» يا «معني رنگين»  نازك انديشي، باريك بيني، دقّت معاني  و مضامين و رقّت خيال  را با تصوير هايي فرا آمده از تشبيه، انواع استعاره (استعاره ي مصرّحه، استعاره ي مكنيّه، استعاره ي تهكّميّه، استعاره ي تَبَعيّه) ايهام، كنايه، تمثيل و ...

 


برای دریافت کل متن کلیک کنید

©2020 HozehHonari. All Rights Reserved