Skip Navigation Links
صفحه اصلی
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره Expand درباره
ارتباط با حوزه
ثبت نام ورود    
 


نظری بر پیام تاریخی حضرت امام (ره) به هنرمندان
در آستانه ابلاغ پیام تاریخی حضرت امام (ره) به هنرمندان قرار گرفته ایم، سی ام شهریور سالگرد ابلاغ این پیام حساس و خطیر است و نگارنده قصد دارد هرچند به اختصار و اجمال،
تعداد مشاهده : 2721 اطلاع رساني  دوشنبه، 25 شهريور 1387  08:53:43

بسمه تعالی

 

در آستانه ابلاغ پیام تاریخی حضرت امام (ره) به هنرمندان قرار گرفته ایم، سی ام شهریور سالگرد ابلاغ این پیام حساس و خطیر است و نگارنده قصد دارد هرچند به اختصار و اجمال، لکن در سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آنرا مورد بازخوانی و تدقیق قرار دهد و به این بهانه نکاتی را مطرح نماید. امروز نیاز مبرم و ضرورت پرداختن به مقوله فرهنگ و هنر، مبرهن تر و روشن تر از گذشته شده است و تأکید رهبر معظم انقلاب بر این نکته که می بایست از فرهنگ رفع مظلومیت نمود این ضرورت را پر رنگ و حیاتی تر می نمایاند. امروز فرهنگ را باید مسأله اول این کشور به حساب آورد، مملکتی که در سند چشم انداز خود داعیه تبدیل شدن به قدرت اول منطقه را دارد، باید از درون خود را بازسازی و تقویت نموده و مبتنی بر باورها و اعتقادات نهادینه شده خود، راه بروز و ظهور و نفوذ بر برون را باز یابد. حال اگر فرهنگی در ورطه انحراف و دور شدن از مبانی سازندة خود بیافتد طبیعتاً نه تنها نمی تواند ابلاغ و صدور پیام داشته باشد بلکه حیات و هستی خودش هم در معرض نابودی استحاله و امحاء قرار می گیرد. اگر فرهنگ یک کشور اصلاح و پایگاه آن مستحکم نشود، نمی توان به آینده آن دلخوش بود. اما برای صدور یک فرهنگ و بطور خاص یک پیام چه باید کرد و از چه روش هایی می توان بهره گرفت؟ به فرمایش رهبر فرزانه انقلاب در این خصوص استناد می کنم که می فرمایند: هر پیامی، هر دعوتی، هر انقلابی، هر تمدنی و هر فرهنگی تا در قالب هنر ریخته نشود شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقی هم بین پیام های حق و باطل نیست. ابزار هنری بی شک، رساترین، بلیغ ترین و کاری ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است. شک نباید کرد که انقلاب، به هنر نیازمند است، و هنر انقلاب از آنجا که باید حامل مفاهیمی نو و قهراً نا آشنا باشد، و از آنجا که باید با همه معارضه ها و خصومت هایی که هیچ انقلابی از آن مصون نیست، در گیر شود و از آنجا که باید معارف نوین را در ذهن ها راسخ و ماندگار سازد، ناگزیر باید هنری ممتاز و فاخر و پیشرو باشد. شخص اول این مملکت حرکتی جدی و مستمر برای تعالی هنر در جامعه را ضرورت می دانند و دستور به حرکت می دهند و بیان می دارند که دست خدا با شما و حمایت مردم و امکانات کشور در اختیار شماست – باشد که چنین باشد – به راستی چرا این همه تأکید بر هنر؟ آیا و قت آن نرسیده که به جای نگاه سطحی و فراغتی و تزیینی به مقوله هنر یکبار از پنجره ای دیگر بر این منظر، نظر بیافکنیم؟ من در پایان این مقال و مجال، پیام عجیب و تکان دهنده حضرت امام راحل (رضی) را در این خصوص خواهم آورد.

اگر می خواهیم این انقلاب را جهانی کنیم و پیام آن را به فراسوی مرزهای جغرافیایی زمینی و مرزهای عاطفی جانها و دلهای تشنه برسانیم باید هنر متعهد را دریابیم. زبانی که می تواند پیام انقلاب را در وهله اول به اعماق جامعه رسوخ دهد و سپس به جهانیان صادر نماید زبان هنر است. بهترین آئینه برای انعکاس مضامین حقیقی و زیبایی انقلاب اسلامی آئینه هنر است. آیندگان چگونه بفهمند که در جامعه امروز ما چه گذشت؟ واقعاً برای القای پیام های انقلاب اسلامی و فهماندن به آیندگان که در این سالها از قبل از انقلاب تا دفاع مقدس و تا کنون چه گذشته است کاری بسیار سخت و دشوار خواهد بود، سالهای عجیبی که هرلحظه اش یک حادثه بوده است ... تنها چیزی که می تواند این پیام ها را به نسلهای بعدی و جهانیان منتقل کند همین زبان هنر است، باور کنید! پیام خون های ریخته شده و ایثارگری ها و فداکاری ها و جان فشانی های رزم آوران تاریخ ساز اسلام و انقلاب را باید در قالب هنر عرصه کرد تا زنده بماند و زنده کند. آن آرمان های مقدس را زنده نگاه دارد و دلهای خموده و جامد را جان دوباره بخشد و الهام گر تشنگان عدالت و دادگستری باشد. واقعاً با این نگاه چه مقوله ای مهمتر از فرهنگ و هنر ... و چه دغدغه ای مهمتر از دغدغه فرهنگ و هنر ... هر چقدر هم ساختارهای فیزیکی رشد کند و نظام های سیاسی و اقتصادی نموو توسعه پیدا کند و لی از فرهنگ و از مهمترین ابزار انتقال و اشاعه آن - یعنی هنر متعهد- غافل باشیم، توسعه نیافته و عقب مانده ایم!

اگر درک درستی از جایگاه فرهنگ در کشور داشته باشیم می فهمیم که مهمترین اولویت امروزمان پرداختن علمی به فرهنگ و رفع مظلومیت از فرهنگ است ما ناگزیر از ایجاد یک نهضت، یک جنبش و یک جهش فرهنگی هستیم تا موضع انفعالی در مقابل مهاجمان را به موضعی فعال پویا تبدیل نمائیم. این مهم تنها با درک صحیح و علمی از مقوله فرهنگ و احساس دغدغه و درد محقق خواهد شد. اگر فرهنگ را انعکاسی از نگرش ها، ارزش ها و دانش بدانیم که بطور گسترده در میان مردم مشترک است و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود آنگاه نظر دانشمندی مانند ادگار شاین را در خصوص تأثیر فرهنگ بر تحولات اجتماعی بهتر درک می کنیم که به درستی بیان می دارد: «اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید، فرهنگ شما را هدایت می کند» در اینجا مایلم اشارتی داشته باشم به بیانات مقام معظم رهبری؛ مورخ 26/9/81 در جمع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی که می فرمایند: من فرهنگ کشور را در سه عرصه به طور مهم و عام مشاهده می کنم: «اول در عرصة تصمیم های کلان کشور است، یعنی فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیمات کلان کشور.» و در ادامه می فرمایند: «بنابراین فرهنگ، مثل روحی است که در کالبد همه ی فعالیت های گوناگون کلان کشوری حضور و جریان دارد». «دوم، فرهنگ به عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومی جامعه است» و در ادامه می فرمایند «دولت و دستگاه های حکومتی نمی توانند از این واقعیت به این اهمیت خود را کنار نگه دارند». «عرصه سوم، فرهنگ به عنوان سیاست های کلان آموزشی و علمی دستگاههای موظف دولت است».

ناگفته پیداست که فرهنگ در هدایت یک ملت به سوی آرمانهای والای خود و در تعیین سعادت یا شقاوت مردم چه نقش کلیدی، بنیادی وزیر بنایی را ایفا می کند. بنابراین باردیگر بایستی تأکید کرد که فرهنگ یک امر فرعی و جنبی نیست بلکه اصل و ریشه است و در مقایسه با سایر امور مثل اقتصاد و توسعه مادی و ... مانند روح است در پیکر.

براساس این نگاه همه باید برای توسعه فرهنگی که زیر بنای توسعه همه جانبه است بسیج شویم. یعنی قدرت و سیاست و اقتصاد در خدمت فرهنگ و برای رسیدن به مقصود فرهنگی، نه فرهنگ برای مقاصد سیاسی و اقتصادی. ای کاش حداقل این را بپذیریم که فرهنگ یک تخصص است و ما در کشور هم به متخصص و کارشناس و صاحب نظر فرهنگی نیاز داریم و هم به مدیر فرهنگی. آری فرهنگ یک علم است، دانش است، تخصص است اما متأسفانه گاهی تصور بر این است که فرهنگ تخصص و دانش نمی خواهد! باید روشنگری کرد تا این نگاه غلط و مخرب اصلاح گردد. شاید به همین دلیل است که امروز تقاضایی برای فعالیت های فرهنگی اصیل و به تبع آن هنر متعهد وجود ندارد و باید برای جذب حداقل بودجه در بخش فرهنگی و هنری به انواع و اقسام رایزنی ها و چانه زنی های افقی و عمودی متوسل شد! ای کاش مسوولین عزیز و محترم حداقل یکبار نوشتار پرنقص حقیر را مطالعه کنند تا شاید جان کلام را دریابند و دغدغه این حقیر عیان شود.

امروز حوزه هنری با آرمان والای احیای هنر دینی و متعهد در کشور عرضه کننده این نوع هنر فاخر است، اما نه حمایت شایان و قابل ذکری از این نهاد برخاسته از بطن و متن انقلاب اسلامی می شود نه تقاضایی برای این عرضه مظلوم و مهجور وجود دارد، اعتقاد راسخ بنده این است که این تقاضا می بایست از سوی مدیران ارشد شکل بگیرد که آن طور که باید و شاید این اتفاق نمی افتد. اگر می خواهیم اعتقادات و باورهای دینی در وجود جوانانمان نهادینه شود و اگر می خواهیم جوان این مرز و بوم در بازشناسی هویت دینی، ملی و انقلابی خود موفق عمل کند، یقیناً یکی از بهترین راه ها و روش ها برای دستیابی به این مهم، طرح مسأله بصورت هنرمندانه - گاهی مستقیم و گاهی غیر مستقیم -  از طریق هنرمندانی است که با داشتن معرفت دینی و آگاهی اجتماعی در قالبی فنی و علمی این مفاهیم را به جامعه عرضه کنند. از مسوولین زحمتکش و پرتلاش استان تقاضا می کنم ضمن نشست با نخبگان فرهنگی و هنری در تأثیرگذاری و اهمیت مقوله فرهنگ در رشد و توسعه و تحول جامعه بازنگری مجددی داشته باشند. باور کنید زبان هنری در القاء و اشاعه ارزش ها و نهادینه کردن اعتقادات و باورهای اصیل دینی اعجاز می کند و حیف است از زبان هنر غافل شویم، زبانی که امروز در دنیا بیش از هر زبان و بیان دیگری بکار گرفته شده است. زبانی که به تعبیر ولی امر مسلمین به عنوان شیوة بیانی است که از هر تبیین دیگر، رساتر، دقیق تر، نافذتر و ماندگار تر است. در پایان متن پیام بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی می آید، متنی که هر فرازش سندی برای رشد و توسعه و تحول ایران اسلامی است و اهمیت پرداختن به مقوله فرهنگ و هنر متعهد را صد چندان جلوه گر می سازد.

خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه های شهادت و شرف و عزت، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید، به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیبا پسند طالبان جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – اسلام ائمه هدی – علیهم السلام – اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه " اسلام آمریکایی" باشد.

هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالو صفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان خواران شرق و غرب، و در راس آنان آمریکا و شوروی، را بیاموزد. هنرمندان ما تنها زمانی می توانند بی دغدغه کوله بار مسوولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکاء به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده اند. و هنرمندان ما در  جبهه های دفاع مقدسمان این گونه بودند، تا به ملا اعلا شتافتند، و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند؛ و در راه پیروزی اسلام عزیز تمام مدعیان هنر بی درد را رسوا نمودند. خدایشان در جوار رحمت خویش محشورشان گرداند.

                      (30/6/1367   روح ا... الموسوی الخمینی)

به نظر این حقیر هنرمندان عزیز هرچقدر این متن را بخوانند کم است، شاید جان کلام و چکیدة متن فوق الذکر این باشد که فرهنگی ماندگار و بالنده خواهد بود و هنری موجب ایفای نقش و رسالت «من تاریخی» هنرمند متعهد یک جامعه است که به جهان بینی مقدس «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» برسد، آن وقت تابلویی که نقش می زند «هیهات مناالذله» خواهد بود، و منتهای آرزویش مشمول قرار گرفتن وعدة «فاُدخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» می شود، این هنرمند تنها در پی کسب مقام «راضیه مرضیه» و «قرب الهی» است و مگر می شود که این تفکر ماندگار نباشد و این اندیشه زنده نماند و زنده نگرداند؟!!

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم 

موجیم که آسودگی ما عدم است.

 

 

 

 

                                           

                                                      سینا دلشادی

                                         رئیس حوزه هنری استان مرکزی



 
 
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
     
کلیه حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان مرکزی می باشد. | نقشه سايت