Skip Navigation Links
صفحه اصلی
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره Expand درباره
ارتباط با حوزه
ثبت نام ورود    
 


به کجا چنین شتابان .....؟!
نگاهی به وضعیت جشنواره های خارجی و حضور هنرمندان
تعداد مشاهده : 2234 اطلاع رساني  شنبه، 19 دي 1388  13:00:18

به کجا چنین شتابان .....؟!

« نگاهی به وضعیت جشنواره های خارجی و حضور هنرمندان»

 

امروز تعداد جشنواره های داخلی و خارجی ، بخصوص در رشته های هنرهای تجسمی و تصویری ، افزایش چشمگیر و قابل ملاحظه ای داشته است و هنرمندان ساعات بسیاری را صرف جستجوی جشنواره ها کرده و تعدادی از هنرمندان اصطلاحاً " جشنواره باز " شده اند . حال اگر از این رهگذر رتبه و مدالی– بخصوص از جشنواره های خارجی –  هم بدست آید ، برای هنرمندان افتخار و سابقه ای شده و می توانند در آینده به آن ببالند و چنانچه لوح تقدیر به خط لاتین باشد که دیگر جای خود دارد و آذین بخش الواح تقدیر یک هنرمند خواهد شد و این در حالی است که شاید در این میان نام کشور میزبان و عنوان جشنواره اهمیت چندانی نداشته باشد ....

هیچ تردیدی نداریم که جشنواره ها در سمت و سو دادن به افکار و اندیشه های هنرمندان نقش بسزایی دارند و خود آگاه یا ناخودآگاه ، هنرمندان را نوعاً به عنوان قشری حساس ، نخبه و بعضاً فرهیخته در نوع نگاه و گزینش موضوع و پرداخت و برجسته سازی سوژه ها جهت دهی می کنند . بدیهی است که هرچه جشنواره ای معتبر تر باشد ، طیف گسترده تری از هنرمندان را جذب می کند و طبیعتاً هنرمندان دست به خلق آثاری می زنند که متناسب با موضوع جشنواره باشد و با اهداف آن سازگار باشد تا بلکه اثرشان مطرح و حائز رتبه ای گردد .

در واقع هنرمند مدت زمان طولانی را صرف تفکر و خلق اثر می کند و به بیانی آن چیزی را می بیند که جشنواره می پسندد ، هنرمندی که می خواهد در جشنواره ای دیده شود ناگریز از دیدن آن چیزی است که در اولویتهای موضوعی جشنواره می گنجد . حال اگر جشنواره ای به هر دلیل اعتباری داشته باشد و به هر دلیل موضوع یا مضمونی را انتخاب کند ، چنانچه هنرمند به این دلایل نیاندیشد و به قولی نداند آب به آسیاب که می ریزد ، هنرمند نخبه سفارش گیرنده کارفرمای زیرکی شده است که برای دستیابی به اهداف و اغراضش یکی از پیشرو ترین و تاثیرگزارترین افراد و ابزارها را انتخاب کرده است ، یعنی هنرمند و هنر.....

یقیناً هنرمندی که برای تخصصش ،تقدس قائل است و به خود ، جامعه و خدای خودش متعهد است ، با چند یورو یا مدال طلا راضی به فروش اندیشه و تفکرش نمی شود و هنرش را در پای هرکسی نمی ریزد.....

چه بسا جشنواره هایی که با قدمت و پیشینه هنری، امروز سیاستهای استعماری و تخریبی را در پیش گرفته اندو کمر به وهن و هجو فرهنگ و تمدن سایر ملل یسته اند و البته برای سرپوش گذاری بر این مهم از واژه " هنر " و " هنری" استفاده می کنند و این گونه القاء می کنند که موضوع سیاسی نیست و صرفاً به جنبه های هنری و زیبا شنا سانه پرداخت خواهد شد !

هیچ کارشناس فرهنگی و اجتماعی نیست که از تفاوتهای چشمگیر فرهنگها و خرده فرهنگها ، آیین و رسوم و سنن بی اطلاع باشد و بر وجود این تفاوتها صحه نگذارد . طبیعتاً در بین بسیاری از آیین ها ورسوم و سنن جلوه هایی وجود دارد که کارکرد اجتماعی و فرهنگی خود را از دست داده و تنها ظاهری از آنها باقی مانده است و یا رفتارهایی وجود دارد که پس زمینه و ریشه آن بعد اعتقادی و ارزشی است ولی ظاهری ناهمگون و یا خرافی و انحرافی پیدا کرده است که البته از این قبیل در همه فرهنگها و بخصوص فرهنگهای کهن و پرسابقه بیشتر از متاخرین یافت می شود که با مطالعات مردم شناختی بیشتر می توان با این مقولات آشنا شد و البته چنین پدیده هایی در کشورها و فرهنگها و تمدنهای نو ظهور بسیارکمتر یافت می شود چون عمر وسابقه کمتری دارند ، نه اینکه پیشرفته تر باشند !!!

پر واضع است که با توجه به ابعاد و پیوستگی مقولات فرهنگی ، تنها با نشان دادن بخشی از یک رفتار نمی توان به تحلیل و ارزیابی درستی از آن فرهنگ رسید . اگر چه معتقدیم که مصادیق تحریفی و خرافی در رفتار و بخصوص رفتارهایی که منشأ اعتقادی دارند ، می بایست حذف و اصلاح گردند ، اما فراموش نکنیم این رفتار در طول سالهای متمادی شکل گرفته ویک شبه از بین نمی رود . اما جان کلام اینجاست که آن کسانی که به دنبال پست و حقیر نشان دادن قوم وملت و مملکتی هستند ، با لطایف الحیل و به کارگیری تاکتیک های مختلف در جنگ نرم و آمیختن واقعیت و دروغ در هم ، از بهره برداری از کوچکترین نشانه رفتاری هم فرو گذار نمی کنند . حال هنرمند با تولید اثر و ارسال آن به چنین سازمانی ، علیه خودش اقدام  کرده و نادانسته پیاده نظام دشمنی شده است که با بنیان های فکری و اعتقادی او در تضاد است . یعنی ممکن است پوسته این کار زیبا وجذاب باشد ، اما هسته ای ناپاک و خبیث دارد ....دستکشی مخملی بر دستی چدنی !

برای مثال به عکس می پردازیم ، رشد کمی جشنواره های داخلی و خارجی عکس بر هیچ دست اندرکاری پوشیده نیست و موضوعات این جشنواره ها هم غالباً موضوعات مستند اجتماعی و فرهنگی است که یا در ظاهر و یا  در باطن عنوان شده است . حال هنرمند ایرانی برای اینکه قطعه عکس در خوری را تولید کنید ، اقدام به تهیه عکسی از یک مراسم آیینی و سنتی می نماید و مثلاً با حضور در خرم آباد

 

 و یا بیجار صحنه هایی از " گل مالی" عزادان حسینی را ثبت می کند ویک عکس اغراق شده و " شارپ" را هم برای فلان جشنواره خارجی می فرستد و برای برگزارکنندگان هم که دیدن چنین صحنه ای هم عجیب و هم جذاب است این عکس را در اولویت های انتخاب قرار داده

و پس از آن در تمام دنیا منتشر و توزیع می کنند . به این موضوع بیاندیشیم که اگر این اتفاق بطور پیوسته و متوالی رخ دهد ، مجموعه ای از این قبیل عکس ها که کیفیت قابل ملاحظه ای هم دارد در عرصه بین المللی عرضه شده و به نوعی معرف فرهنگ و تمدن و اندیشه ما می شود و همین عکسها منشأ قضاوت افراد نا آگاه و یا در مغرض برای تخریب و وهن مسلمانان و ایرانیان می شود . این در حالیست که یک هنرمند متعهد و با وجدان به هیچ عنوان به دنبال چنین چیزی نبوده است لکن شاید با گرفتن لوح و مدالی هم ارضا شده باشد و به این اقدام خود نادانسته ببالد و فخر بفروشد ! و همه اینها در حالیست که پشت پرده این نمایش ، نمایش دیگری در حال اجراست ! و حتی گاهی ممکن است اگر واقعیت و پشت پرده این نمایش را برای او روشن کنی ، مارک بدبینی و سیاهنمایی هم بخوری . و بر عکس ساده اندیشی و عدم آگاهی این گروه به نخبگی و روشنفکری ! تعبیر شود و کلیه ابعاد منفی با روکشی کذایی به عنوان نقاط قوت و " جهان وطنی " !!! هنرمند به خورد خودش و اطرافیانش داده شود ، بطوریکه باور کنند که واقعاً هم اینچنین است !

از این دست مثالها بسیار است ، مفاهیمی که کاملاً قابلیت تعبیر شدن دو گانه را دارند و آن اعتقاد و اندیشه است که آن رفتار و عمل را معنا می کند ؛ گرچه ظاهر عمل یکی است مثل جنگ...عنوانی که بارها بارها راجع به آن شنیده و اندیشیده ایم . جنگ به خودی خود زشت و ناپسند است . اما همین جنگ اگر تبدیل به جهاد و دفاع مقدس شد ، اگر تبدیل به استکبارستیزی شد ، اگر تبدیل به دفاع از اعتقادات و ارزشها و خاک و ناموس شد تبدیل به دفاع مقدس می شود و مقدس می شود ... آیا در این موارد تنها با یک قطعه عکس می توان ابعاد مختلف و مترتب بر این ماجرا را نشان داد؟ آیا اعتقادات و دلایل ارتکاب یک عمل در یک قطعه عکس نمایان می شود ؟ ممکن است عنوان شود که وظیفه عکس چنین چیزی نیست که در پاسخ باید گفت که اصلاً چنین چیزی بایک " تک عکس " امکان پذیر نیست ! جشنواره ای که به هنرمند خط داده است در واقع به شکل نامحسوسی هنرمند را وارد عرصه و بازی کرده است که غالباً بدون تعیین و انتخاب آگاهانه توسط هنرمند اتفاق افتاده است و اتفاقاً در این بازی، بازنده هم ،هنرمند است که ناخواسته و بدون اتکا به یک خواست و سفارش درونی ، اثری تولید کرده که حتی می تواند به ضد خودش و در جهت تخریب و تحقیر فرهنگش به کار گرفته شود .

اینها همه در حالیست که هنرمند خود را متعهد به جامعه اش و مقید به ارزشها و فرهنگش می داند ، پس مداقه و عمیق شدن در چیستی جشنواره ها و اهداف و اولویت آنها برای هنرمند امری لازم و ضروریست .

امروز مقوله هنر ورسانه و بخصوص هنرهای تصویری و تجسمی و به ویژه عکس فاصله ها  را در نوردیده ، از مرزها عبور کرده و یک جایگاه ویژه را در عرصه تبلیغات و اطلاعات پیدا کرده است و به منزله شمشیر دو لبه شده است که در دست گرفتن آن هم تخصص می طلبد و هم تعهد . همان قدر که یک قطعه عکس که هم از نظر فنی و تکنیکی و هم از نظر محتوایی می تواند به اعتلا و بالندگی یک نظام و فرهنگ بیانجامد ، همان قدر و چه بسا بیشتر از آن می تواند در جهت عکس عمل نماید . هنرمند بصیر، اسیر و فریفته واژه ها و القاب کذایی نمی شود و دین و وطن خود را به یک لوح لاتین یا مدال مثلاً طلا ، نمی فروشد ! ولو اینکه می دانیم تعداد زیادی از هنرمندان مشکلات معیشتی دارند و این مسأله بر هیچ مسئوول و دست اندرکاری پوشیده نیست.

امیدوارم این مختصر باعث پژوهش های جدی ، علمی و دامنه دار در این عرصه شود و گروهی هم پی مطلب را بگیرند و در سلسله مطالب و مباحثی ، نقاط و نکات پنهان و ناگفته این داستان ، روایت گردد .

امید که مسئوولین امر هم به اهمیت و وجوب وجود جشنواره هایی با برنامه و حساب شده ، بیش از پیش آگاه شوند و از نیرو  و پتانسیل عظیم و پاک هنر و هنرمند در جهت اعتلا و بالندگی ایران اسلامی بهره گیرند .

 

 

 سینا دلشادی

 

دریافت فایل اصلی



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
     
کلیه حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان مرکزی می باشد. | نقشه سايت