Skip Navigation Links
صفحه اصلی
واحدهای هنریExpand واحدهای هنری
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره Expand درباره
ارتباط با حوزه
ثبت نام ورود    
 


نمايشنامه خواني، تئاتر فقير اجباري نيست
(روزنامه رسالت 31/2/88) بررسي علل گسترش و تاثير نمايشنامه خواني بر روند تئاتر كشور نويسنده: شراره گل محمدي
تعداد مشاهده : 3464 فعاليت هاي نمايش  شنبه، 23 آبان 1388  12:15:47

نمايشنامه خواني، تئاتر فقير اجباري نيست

 

اشاره:
    در اين گزارش سعي بر آن است تا به دلايل گسترش نمايشنامه خواني و تاثير نمايشنامه خواني بر روند تئاتر كشور در سال هاي اخير به نقل از صاحب نظران و اهالي تئاتر و همچنين دست اندركاران اين شيوه نمايشي اشاره گردد؛

    يك تالار نمايشنامه خواني اين ظرفيت را دارد كه در سال، حدود چند صد نمايشنامه و نمايشنامه نويس را به تماشاگران و حتي رسانه هاي همگاني معرفي كند و اين كار، موضوع با اهميتي است. هزينه هاي ما دي اجراي نمايشنامه خواني در مقايسه با اجراي صحنه اي يك نمايشنامه نيز ، بر گيرايي و كارآمدي نمايشنامه خواني، مي افزايد. با بودجه يك نمايش صحنه اي مي توان ده ها محفل نمايشنامه خواني، ترتيب داد. نمايشنامه خواني به ساختمان و جايگاه ويژه اي نياز ندارد. آن را در اتاقي هم، مي توان پديد آورد. هر جا كه تماشاگران بتوانند در محفل نمايشنامه خواني حضور پيدا كنند، همان جا، جايگاه نمايشنامه خواني است. از نظر محل اجرا يا جايگاه، نمايشنامه خواني، به سوي «كمينه گرايي» رفته است. نمايشنامه خواني از كارويژه هاي آموزشي و تجربي نيز برخوردار است. اين هنر فرصت و امكاني است براي خود آزمايي و تجربه. در پويش نمايشنامه خواني، نه فقط نمايشنامه نويس، بلكه بازيگران، كارگردانان و آناني كه به پديد آوري نمايش كمك مي رسانند، مانند پوسترها ، .... و دستياران نمايشي فرصت مي يابند تا كار پديد آوري نمايش در حضور تماشاگران را تجربه كنند و از تجربه خود بياموزند. به اين ترتيب مي توان نمايشنامه خواني را براي آموزش جويي و كسب تجربه نيز، امكان و فرصتي گرانسنگ انگاشت.

     دكتر اسماعيل بني اردلان با اشاره به دو مشكل عمده تئاتر، بودجه و سالن، دليل گسترش نمايشنامه خواني را اين گونه بيان مي دارد: «چندي است نمايشنامه خواني، هم به جهت سادگي اجرا و هم به جهت جذابيت هاي خاص خود، ديگر از عرصه آزمون و خطا به در آمده و به شكلي از اشكال تئاتر، مخاطبان ويژه خويش را پيدا كرده است.»

    اما بهزاد فراهاني كارگردان تئاتر در يكي از جلسات نمايشنامه خواني خانه تئاتر در باره استقبال از جريان نمايشنامه خواني مي گويد: «در كشورهايي كه دست بخش خصوصي از سرمايه گذاري و تاثيرگذاري در فرهنگ كوتاه است، جوانان آن به نمايشنامه خواني روي خواهند آورد.»

    حسين مهكام، نمايشنامه نويس جوان ايراني، ريشه شكل گيري نمايشنامه خواني در ايران را نبودن امكانات اجرايي براي همه گروه هاي تئاتري مي داند. وي در اين باره مي گويد: «از طرفي امكانات و سالن كم است و از طرف ديگر تقاضاها زياد، بنابر اين طبيعي است كه تنها تعدادي از گروه ها مي توانند در صحنه حضور داشته باشند و تعدادي از صحنه حذف خواهند شد.» وي همچنين كم بودن نظارت بر آثار را در شكل گيري اين پديده در ايران موثر مي داند و معتقد است: «كمبودها و نظارت كم، اولين دلايل رونق نمايشنامه خواني در ايران هستند و طي سه سال گذشته اين كمبودهاي اعتراض آميز منجر شد تا نمايشنامهخواني در ايران به ژانر تبد يل شود. عده اي هم كه بعضا كارگردانان حرفه اي نيز بودند، ترجيح دادند به جاي تئاتر صحنه به سوي نمايشنامه خواني بروند؛ به طوري كه ما امروزه شاهد راه اندازي برنامه نمايشنامه خواني در مراكز مختلف هنري و تئاتري كشور هستيم.» مهكام ادامه مي دهد: «همچنين برخي جوانان، نمايشنامه خواني را به عنوان اولين تجربه كارگرداني خود براي ورود به تئاتر حرفهاي انتخاب كردند و به سمت آن جذب شدند.»

   يکي از کارشناسان نمايش در باره روند گسترش نمايشنامه خواني در كشور مي گويد: «در جامعه ما ، مكان مناسب براي اجراي نمايش كم است. لزوم تامين مكان مناسب براي اجراي نمايش توسط دانش آموختگان و علاقمندان رشته نمايش كه بايد دو وجه مالي و نياز معنوي آنها را برآورده سازد، قطعي به نظر مي رسد. يکي از راههاي خروج از اين بن بست و عيان شدن هنر دانش آموختگان ، گوشه هايي پيدا كردن است كه در آنها نمايشنامه خواني مي كنند.»

    و محمد امير ياراحمدي در مورد جريان نمايشنامه خواني مي گويد: «با توجه به كمبود امكانات اجرايي تئاتر كشور، بي شك نمايشنامه خواني يكي از موثرترين روش ها براي خروج از وضعيت كنوني است و مي تواند يك راه حل مناسب باشد.»

    آزيتا حاجيان كارگردان و بازيگر تئاتر و سينما نيز با انتقاد از كمبود امكانات در سالن هاي نمايش اظهار مي دارد: «حال كه همواره گروه ها از امكانات اجرا برخوردار نيستند و براي كارهاي هنري بايد از هفت خوان رستم گذشت، نمايشنامه خواني به گروه هاي جوان كمك مي كند حال كه نمي توانند كاري براي اجرا در صحنه آماده كنند، حداقل اين گونه با تئاتر احساس نزديكي داشته باشند.»

    اما نغمه ثميني به طرح ديدگاه خود درباره نمايشنامه خواني پرداخته و ميگويد: «يك اجراي نمايشنامه خواني هيچ گاه در مقايسه با يك ماه اجرا نمي تواند جوابگوي خلاقيت هنرمندان باشد.» با اين حال وي نمايشنامه خواني در ايران را يك اتفاق خوب دانسته و تصريح مي كند: «در اين شرايط كه امكانات تئاتر محدود است و نيروي تئاتر به مراتب بيشتر از سالن هاي اجراست، نمايشنامهخواني مي تواند - براي كساني كه به تئاتر علاقه مند هستند و آن را مي شناسند - راه حل خوبي باشد.»

    اين نمايشنامه نويس ادامه مي دهد: «اما به نظر من ظلم است كه گروه هاي تئاتر به دليل محدوديت امكانات، مجبور به نمايشنامه خواني شوند.» ثميني با تاييد اين مطلب كه علت رونق نمايشنامه خواني در ايران نبود امكانات و سالن نمايشي است، تصريح مي كند: «نمايشنامهخواني در ايران توانست امكان خوبي براي ارائه استعدادهاي جواناني كه توان كسب امكانات را نداشته اند، ايجاد كند. به طوري كه اين هنرمندان با نمايشنامهخواني مي توانند كارهاي خلاق خود را عرضه كنند.» وي همچنين در مورد تاثير كاهش نظارت و ارزشيابي بر آثار در رونق اجراهاي نمايشنامه خواني خاطر نشان مي كند: «اين موضوع نيز موثر بوده، اما نمايشنامه خواني در ايران به اين قصد شكل نگرفت و شايد يكي از نتايج اصلي نمايشنامه خواني آثار برگزيده جهان كه گاه امكان اجرا در صحنه ايران را ندارد، فراهم كردن شرايط اجراي عمومي است. در واقع فرايند نمايشنامه خواني به نوعي شرايط را براي اجراي يك نمايش فراهم مي آورد كه در اين باره مي توان به نمايشنامهخواني آثار عباس نعلبنديان اشاره كرد.»

    حسين قره، نويسنده و كارگردان «يخ سوخته» كه اثرش در اولين روز دومين جشنواره سراسري نمايشنامهخواني در فرهنگسراي نياوران اجرا شد نيز اعلام مي دارد: «پوپوليسم در انديشه، فرم گرايي در اجرا و تئاتر صادراتي سه مسئله اي است كه به تئاتر ما ضربه زده است.» قره تاكيد مي كند: «ما نبايد به فكر بردن تئاتر خود به فرنگ باشيم. بايد براي اين مردم و در ارتباط با همين جامعه باشيم كه جشنواره اي همانند نمايشنامه خواني فرصت ذي قيمت تعامل با جامعه را به ما مي دهد.» وي مي افزايد: «اين جشنواره براي كساني چون من كه مي نويسند اما امكان اجرا و عرضه اثرشان را ندارند يك فرصت است.»

     و اما بهرام سروري نژاد، بازيگر و كارگردان تئاتر كه يكي از بانيان برگزاري نمايشنامه خواني انديشه سازان درخانه هنرمندان ايران طي چند سال گذشته است، در باره علت رونق نمايشنامه خواني در ايران اظهار مي دارد: «هنرمندان بايد با اجراي كار هنري ارضاء شوند. در شرايط كنوني و با كمبود امكانات صحنه، طبيعي است كه هنرمندان به سمت جريان نمايشنامه خواني روي آورند.» وي درادامه با اشاره به مشكلات اجراي يك نمايش در صحنه توضيح مي دهد: «وقتي من امروز تمرين يك نمايشنامه را شروع ميكنم، نمي دانم كه اين اثر آيا در سال ديگر اجرا مي شود يا نه؟ درصورت اجرا، آيا با ما قرارداد بسته خواهد شد يا نه؟ اما در نمايشنامه خواني، كارگردان از روز اول تمرين از تاريخ و مكان اجراي نمايش خود اطلاع دارد و گاهي نيز يك كمك هزينه هم - هر چند اندك - به گروه پرداخت مي شود.» سروري نژاد مي افزايد: «طبيعي است وقتي هنرمند در يك زمان كوتاه با نمايشنامه خواني مي تواند بسياري از دغدغه ها و نيازهاي خود را ارضاء كند، به سمت اين جريان جذب مي شود.» اين بازيگر تئاتر همچنين يكي از دلايل موثر رشد نمايشنامه خواني در ايران را كم بودن نظارت بر آثار نمايشي دانسته و مي گويد:

خيلي از نمايشنامه ها امكان اجرا در صحنه را ندارند، اما وقتي كه در نمايشنامه خواني ميزانسن وجود ندارد، زمان و مخاطب هم اندك است، مسئولين مربوطه به اين متون، مجوز اجراي نمايشنامه خواني مي دهند.» وي كه نمايشنامه «تعطيلات زمستاني» را در «تالار مولوي» نمايشنامه خواني كرده، در ادامه افزايد: «برخي اوقات نمايشنامه خواني بسيار به اجرا نزديك مي شود.»

    چيستا يثربي، نمايشنامه نويس و منتقد تئاتر، اظهار مي دارد: «رونق نمايشنامه خواني در شرايط كنوني كه امكانات اجراي تئاتر وجود ندارد، كاملاطبيعي است. در شرايطي كه يك كارگردان تئاتر مي تواند با يك ميز و دو صندلي، نمايشنامه خواني كند، طبيعي است كه جذب اين جريان شود.» وي در ادامه با اشاره به سبقت گرفتن نمايشنامه خواني در تئاتر ايران از اجراي صحنه، متذكر مي شود: «هر گاه موضوعي بيش از اندازه رونق پيدا كند و زياد شود، نشانگر كمبود و عقده است كه بايد اين عقده ها و كمبودها ريشه يابي شوند. رونق نمايشنامه خواني نيز در شرايط كنوني بيانگر يك آسيب است، البته من اين آسيب را به فال نيك مي گيرم، زيرا در شرايط كنوني پاسخگوي نياز بسياري از ما هنرمندان تئاتر است.» يثربي خاطر نشان مي كند: «ريشه اين آسيب تنها دوچيز؛ كمبود امكانات يا افزايش سختگيري و نظارت بر اجراها مي تواند باشد.» اين كارگردان همچنين معتقد است: «وقتي كارگرداني مي بيند براي اجراي يك نمايش بايد دو سال در انتظار سالن باشد و پس از اجرا نيز بايد دو سال براي دريافت قسط هاي آن تلاش كند، ترجيح مي دهد با دو تا صندلي و يك ميز، نمايشنامه مورد علاقه اش را اجرا كند.» يثربي نظارت كم بر متون نمايشي را يكي ديگر از عوامل رونق نمايشنامه خواني دانسته و تصريح ميكند: «اين عامل به ويژه در شرايط كنوني كه موضع و خط مشي وزارت ارشاد بر تئاتر مشخص نيست، شدت يافته است.»

    در همين خصوص افسانه ماهيان، بازيگر و كارگردان تئاتر نيز مي گويد: «نمايشنامه خواني نوعي سوپاپ اطمينان است و در وضعيت كنوني تئاتر كه شرايط و امكانات براي حضور همه گروه ها در صحنه وجود ندارد و هر چه هم به جلو مي رويم اين امكانات رو به افول است، مي تواند فرصتي خوب براي ارضاي هنري جامعه تئاتري باشد.» وي يكي ديگر از علت هاي رواج نمايشنامه خواني در ايران را كم بودن نظارت و مميزي در بررسي اين آثار دانست و متذكر شد: «هشتاد درصد علت رواج نمايشنامهخواني، نبود امكانات و شرايط براي اجراي كامل يك نمايشنامه توسط گروه هاي تئاتر است و بيست درصد به خاطر علاقه و اتود زدن يك اثر.» افسانه ماهيان در پايان سخنان اش اظهار مي دارد: «به دليل تراكم برنامه سالن هاي نمايشي و كمبود امكانات و محدوديت اجراي آثار در صحنه، نمايشنامه خواني در ايران رونق گرفته است، در حالي كه نمايشنامه خواني بايد در كنار اجراي صحنه ادامه پيدا كند.»

    از برآيند آنچه در خصوص دلايل گسترش نمايشنامه خواني در سال هاي اخير در كشورمان در خلال اظهارات صاحب نظران برمي آيد، مي توان در درجه اول به كمبود امكانات اجراي صحنه اي تئاتر به نسبت علاقه مندان و فارغ التحصيلان اين رشته اشاره كرد و در درجه بعدي عدم نظارت و ارزشيابي بر اين آثار را در رونق اجراهاي نمايشنامه خواني موثر دانست. هر چند در ماههاي اخير موضوع نظارت بر متون نمايشنامه خواني در برخي از محافل و مراكز اجراي اين گونه آثار مطرح گرديده است. در ادامه گزارش حاضر پس از آشنايي با دلايل گسترش نمايشنامهخواني در سال هاي اخير كشورمان، به بخش دوم موضوع مورد نظر يعني تاثيرات نمايشنامه خواني بر روند جريان تئاتر كشور اشاره خواهد شد؛

    دكتر فرهاد ناظر زاده كرماني پيرامون نمايشنامه خواني مي گويد: «نكته اي كه بايد برجسته و سفارش شود، نگراني از روند و روشي است كه نمايشنامهخواني را جايگزين نمايش صحنه اي مي سازد. اين هراس چندان هم بيدليل نيست! در پانزده ساله اخير بر شمار دانش آموختگان و دانشجويان دانشگاهي و آموزشجويان مركزهاي آزاد آموزش هنرهاي نمايشي، پيوسته افزوده گرديده و حال آنكه بر زير بناها و زمينه سازهاي اين هنر، به ميزاني كه پاسخگوي نيازها باشند، افزوده نشده است. مديريت، سازمان، بودجه، سخت افزارها و نرم افزارها، نيروي انساني كارشناس، .... و البته برنامه هاي دراز مدت، ميان مدت و كوتاه مدت و هر آنچه به اين هنر سامان و والايي مي دهد، از هيچ جنبه با خواست ها و نيازهاي گوناگون تماشاگران ايران كه بيشتر آنان در گروه سني جوانان جاي مي گيرند، همخواني و تناسب ندارد.» وي در ادامه مي افزايد: «با چنين پيشينه اي دور نيست كه گاهي نمايشنامه خواني به سبب نبود و يا كمبود سازوكارها، نيازها و سامان ها، جايگزين نمايش صحنه اي شود. زيرا پديد آوري نمايشنامه خواني از هر جنبه آسان تر و ارزان تر از نمايش صحنه اي است! آساني و ارزاني نسبي نمايشنامه خواني در مقايسه با نمايش صحنه اي مي تواند براي آناني كه پيوسته به چاره هاي شتابزده و راهگشايي هاي آسان و ارزان و سياست هاي قرص مسكن مي انديشند، وسوسه انگيز گردد و راهبردي كوتاه بينانه. خاطر نشان مي شود، نمايشنامهخواني، گونه اي «تئاتر فقير اجباري» نيست بلكه گونه اي گزينش آزاد است و توانشي هنري.



 
 
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
     
کلیه حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان مرکزی می باشد. | نقشه سايت